در حدود 1322 در سالُن‌، نزديك اكس دو پرونس مي‌زيست‌، در پايان سال 1335 هنوز زنده‌ بود، ولي سن زيادي داشت‌. در سالن به سموئيل بن يهوداي مرسيليايي نجوم آموخت‌.
او مقدمه‌اي بر مقاله‌ٴ اول اصول اقليدس و تفسيرهايي بر ايوب‌، غزل غزل‌هاي سليمان و پِرقه‌ٴ رابي العاذار1 نوشت‌. تفسير ايوب او بحثي است درباب شرّ . آثار او بيشتر به سبك ابن ميمون‌ است‌. به تفسير تورات يوسف بن ابا ماري كَـسپي به سختي حمله كرد.

2. يهـوديـان اسپـانيـا

اسحـاق اسـرائيـلي كـوچـك‌

او را با اسحاق اسرائيلي بزرگ (دهم ـ 1) نبايد اشتباه كرد، كه پزشك و فيلسوف اهل مصر بود. اين دو هيچ وجه مشتركي نداشتند. ((اسحاق يهودي‌)) نامي است كه مي‌توان براي هزاران يهودي‌ به‌كار برد.
اسحاق بن يوسف بن اسرائيل طليطلي‌، منجم يهودي اسپانيايي (برآمدنش طليطله سال‌1310؛ متوفا پس از سال 1330).
او سه كتاب نجومي نوشت به نام‌هاي دروازه‌ٴ آسمان‌ها، دروازه‌ٴ كيهان‌، شالوده‌ٴ جهان‌. دوتاي‌ اولي چاپ نشده و معمولاً ناشناخته‌اند. سومي در سال 1310 به دعوت استادش عاشر بن‌ يحيئيل (سيزدهم ـ 2)، در طليطله نوشته شد و معرف نقطه‌ٴ اوج نجوم يهود در سده‌هاي ميانه‌ است‌.
شالوده‌ٴ جهان در پنج بخش است‌: 1) كليات هندسه و مثلثات‌، كه شامل حل كامل مثلث‌هاي‌ قائم‌الزاويه‌ٴ فضايي است‌. 2) نظام جهان به عقيده‌ٴ بطليموس‌، با اصلاحي كه بطروجي (دوازدهم‌ ـ 2) در آن كرده بود؛ خلاصه‌ٴ نجوم‌. 3) حركات خورشيد و ماه‌. 4) شرح كامل و دقيق تقويم‌ يهودي‌، با محاسبه‌اي كه ابن ميمون از اول هر ماه كرده بود (براساس كتاب السراج المنير؛ مقدمه 2، 1214)؛ تاريخ ملت‌هاي ديگر؛ تاريخ يهود تا پايان عصر جايوني‌، براساس كتاب ابراهيم ابن داود لاوي (دوازدهم ـ 2). در پايان بخش 4 پيوستي است درباب بحثي كه در سال 1334 درباره‌ٴ نكته‌اي از گاه‌شماري صورت گرفت‌. بنابراين‌، پيوست از الحاقات بعدي است‌؛ (5) جدول‌ها و توضيحاتشان‌.
يوسف بن اسحاق اسرائيلي پسر موٴلف با كمك يكي از خويشاوندانش‌، به نام اسحاق بن‌ سليمان بن اسرائيل‌، كتاب شالوده‌ٴ جهان را به عربي تلخيص كرد (احتمالاً اين اسحاق همان كسي‌ باشد كه در سال 1367 در 28 سالگي رساله‌اي درباب اَبُـت‌2 نوشت‌). شرح‌هاي عبري زيادي بر


1. پِرقه (يا بَرَيته‌) رابي العاذار تفسيري عرفاني و اخترشناسانه بر تورات است كه بنابر سنت‌، به غلط به العاذار بن هيركانوس هَـه - گَـدُل از مفسران نسل دوم‌ (نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ اول‌) منسوب است‌. بي شك اين تفسير مربوط به بعد از تلمود است‌.
2. Abot. بخشي از تلمود بابلي‌.